خاله ندا نی نی دار میشود...
سلام به سپهری شیطون و بازیگوش خودم سلام به همه ی دوستای وبلاگی و بچه های خیلی نازشون. دو روز پیش یه خبر خیلی خوب شنیدم و اونقد خوشحال شدم که دلم نیومد توی خاطرات سپهر ثبتش نکنم و خواستم یادگاری بمونه تاریخش که یادم نره. خاله ندا (همکار سابق و دوست خوبم) بعد از اگه اشتباه نکنم 5 سال باردار شد. خاله ندا خیلی بچه دلش میخواست و بالاخره دو روز پیش که رفت تست داد متوجه شد خدا یه نی نی کوشکولو توی دلش گذاشته. بهم که مسیج داد اینقد خوشحال شدم که بهش زنگ زدم و کلی تبریک گفتم. حس خوبی داشتم ، آقا سپهر توی بغلم نشسته بود و حرف زدنم رو نگاه میکرد. منم کلی با ذوق نگاهش میکردم و سرش رو بو میکردم و میبوسیدم از داشتن نعمتی که خدا بهم داده هزار بار ش...



